ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 18 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

بازگشت به خانه...

1390/4/27 20:44
نویسنده : ندا
245 بازدید
اشتراک گذاری

سلام وروجکم

بالاخره مامانی بعد از یه هفته، 5 شنبه شب اومد به خونه.البته با اصرارهای فراوان... طفلی بابایی خیلی  خونه رو مرتب نگه داشته بود. منم که اومدم فقط جمعه یه ذره کار کردم. بابایی می خواست همون عصر جمعه برگردم خونه مامانی اینا. ولی بخاطر مولودیه مادرجون(مامان بابایی) که فردا دوشنبه روز عید نیمه شعبان،هست اینجا موندم تا بعد از اون برم. الان دارم این پست و از اتاقه خودت میزارم. چقدر دلم برای همه چیزش تنگ شده بود. اگه بشه فردا خاله ها بیان و نقاشی ها رو بچسبونیم به دیوار. فقط یه سختی داره که بالای تخته که جابجا شدنه تخت خیلی مشکله. 

طبق سونوی آخر الان 36 هفته 3 روزه که تو دل مامان مهمونی. دیگه انگار واقعی واقعی داری میای. دل توی دلم نیست. نمی دونی چه حسه عجیبیه. امروز یکی از دوستام زنگ زده بود و می گفت که ندا از این هفته به بعد می شه بچه بدنیا بیاد. یکمی نگران شدم. دوست دارم کامل بشی بعد بیای. نه زودتر نه دیرتر. حرکاتت خیلی اساسی تر شده. محکم ترو طولانی تر. دوشنبه جواب آزمایشهامو می گیرم. حیف واسه دکتر وقت نگرفتم. اگه بشه یا دوشنبه یا چهارشنبه میرم دکتر. نمی دونم سونوی مجدد میده یا نه؟

پسرم تو خیلی همبازی زیاد داری. آخه همه ی دوستام با من باردار شدن. زهرا، آمی، سمیه، مهدیه، نسا، مریم،صمیمه... تازه تو فامیله طرف مامانم هم دو تا نی نی کوچولوی تازه وارد داریم. رها و پریماه... در کل حسابی خوش به حالته آقا پسرم. الان نوبته شماست که قدم رنجه کنید و دل مامانی و شاد کنید...

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (8)

مامان تربچه
25 تیر 90 19:12
ای مخزن سر کردگار ادرکنی
ای هم تو نهان هم آشکار ادرکنی
بگزیده برای خویش هرکس یاری
ای در دو جهان مرا تو یار ادرکنی . . .

دوست عزیزم
عیدت مبارک


به خونه خوش اومدی


ممنونمممممممممممممممممممممم
مامان پریسا
25 تیر 90 21:23
سلام عید شما مبارک.


سلام، عید شما هم مبارک
مامان پارسا جون
26 تیر 90 1:06
نگران نباش عزیزم زودتر از موقش نمیاد


مرسی از دلداریتون
مامان سید ابوایفضل
26 تیر 90 3:00
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره
و المستشهدین بین یدیه . . .
عید شما مباااااااارک


عید شما هم مبارک
نازنین نرگس نفس مامان
26 تیر 90 11:58
شاید ان روز که سهراب نوشت (زندگی باید کرد )خبری از دل پر درد گل یاس نداشت؟باید این جور نوشت هر گلی هم باشد چه شقایق چه گل پیچک و یاس تا نیاید گل نرگس زندگی دشوار است؟ عید شما مبارک-


عید شما هم مبارک
مامان نگین
26 تیر 90 13:02
ندا جان. عید شما، بابایی و اقا ابوالفضل مبارک. امیدوارم مولودی خوش بگذره. برای ما هم دعا کن. انشااله جواب ازمایشاتت خوب باشه و زایمان خوبی هم داشته باشی. بعد از زایمان بازم سر بزن. دل من و آقا طه برای تو و آقا ابوالفضل تنگ میشه. عکسشم حتما بذار خیلی دوست دارم ببینمش.


مرسی عزیزم حتما خبر می کنم. دل منم تنگ میشه
مامی مائده
27 تیر 90 19:10
وای خوش به حال این پسملی که این همه دوست داره


فدای تو
خاله منا
29 تیر 90 18:27
وروجک مامانی الان با مامان ندایی نشستین کنارم و دارین این نوشته ها رو می خونین البته تو که نه چون که سواد نداری
ایشاالله به سلامتی به دنیا بیای و بزرگ شی و با این همبازی هات بازی کنی عزیز خاله
خیلی دوستت داریم
البته باید بیشتر با خاله ها بازی کنی نانازی
خدا نگهدارت باشه عزیزم


چشم خاله من همش با تو بازی می کنم و خاله مریم